احمد غزالى

26

مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )

راه « انه غدير الى الماء » ديگر است و نبع العين نامتناهى ديگر . گفتند بلغ فخذ من غير مسامحة خابط خبط عشواء و مقتبس من اين كان ديگر است ، هرگز روشن نبود تا از يك سورة آيتى ماند ديگر . ابتدا كند 2 حدود در معالم غرايب است افتتاح بلا اختتام قطع است و خرام چون برسد خرم شود . چون از حدّ بيرون شود چنبر او گردد . كشش اينجا بود . روزى ازين رمزى رفته است و اين عزيز در معرض سؤال ناخن در تاوش ديده شود و همه ذره‌هاى وجود در نمايش آينه لوازم كه اعلام راه است مى درخواهند بيانى . ايوان كسرى هنوز نشكسته است و نيفتاده . مفارقة العادات بتبديل المراسم . از تفحل به حقاء 3 و از تعمم بسر برهنگى و از دستار به كلاه و از دراعه 4 بقبا صاحب هيئت بت‌پرست است در طريقت . يا نه هنوز آتش پارسى نمرده است . نفس از راهى ديگر هم راه داند و ليكن اين يارى كردن است . منفعتش خوردنى است . قبا 5 در گره قضا مپوش ، و حدود القدر بسيار روى با مختار يا مضطر كرده است . ديدم كه حواله رفت ديگر بار . فمرحبا و اعتابى . بر خاطرى از آن او

--> ( 10 ) - انه غدير M : ايه بر PI - - ( 11 ) - غير M : - PI - - ( 12 ) - است M . - PI - - ( 13 ) - حدود : بقيه اين نامه از اينجا به بعد در PI در جاى ديگرى آمده - - غرايب M : غرايم IP - - ( 14 ) - چنبر P : حنبر I حسير M - - ( 15 ) - بود M : - PI - - و اين PI : و ازو M - - ( 16 ) - كه M : - PI - - ( 17 ) - بيانى IM : بيان P - - ( 18 ) - از M : IP - - تفحل : تتصل ( ؟ ) PI سعل ( ؟ ) M - - ( 20 ) - يا نه M : يا IP - - ( 22 ) - القدر بسيار روى IP : القدر الساردى M - - ( 24 ) - خاطرى M : خاطر IP - -